۱۳۸۲ آذر ۱۳, پنجشنبه

براي علي.ش


ديگر کسی بر پيکر حقيقتی نا فرجام نمی گريد!

تنها سکوتی غمبار

بر التهاب ثانيه دست نوازش می کشد

اوست كه همچون گذشته

عشق را بر دار محبت می آويزد...

خرابه


پشت حزنی متروک
صدای پچ پچ توهمی لرزان را شنيدم...
شکنجه های مدام زمان
صداقت آسمان را با خود خواهد برد
و ديده ی غمين من
ترانه ی اشک را
بر استواری پلکم
نعره خواهد زد

۱۳۸۲ آذر ۱۰, دوشنبه

انجيل به روايت كسري!

حذف شد!